خرید بک لینک
به ایستگاه که رسیدم متوجه شدم مچ دست چپم خالی است، دستبند نبود. همان دستبند فیروزه که سنگهایش به طرز قشنگی برش خورده و کنار هم چیده شده بود. همان دستبندی که لابهلای فیروزههای قشنگش نقره کاری

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 9:11

به اندازهی ساعتی رفته بودم پیششان برای شام. موقع خداحافظی بابا پرسیدند همراهت بیایم؟ گفتم که با ماشین آمدهام، که نیازی نیست. آمدند جلو، مرا در آغوش کشیدند، بیشتر از یک خداحافظی ساده به درازا کشید

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 9:11

دو هفته از حضور اورژانسی من در بیمارستان نزدیک محلِ کار میگذرد، دو هفته از نوارقلب، از اِکو، از ویلچرگردی در بیمارستان. قلبم آرامتر میزند ولی شور، دست از دلم برنمیدارد. پ.دکترِ روان، نگاهی خ

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 9:11

هرچه بیشتردچارکبرسن میشوم، شرایط سختتری درجامعه حاکم شده و من دلسردتراز قبل. این روزها مدام این فکردرذهنم میپیچد که اگر درکشوری غیراز ایران به دنیا میآمدم، اگراز بدو تولد، مسلمان شناسنامهای

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 9:11

پس از هبوط آدم، حوّا به قساوتی خفته در دل، به سنگینی نگاهی ابدی، پابند شد. حوّا آن غزل پیچیدهی آفرینش، در زمهریر سکوتی تا ابدیتِ دنیا، به چارپارهای تشنه از نوشیدن آغوش “هو”، بدل گشت. و دنیا این آل

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 9:11

نگاه عاشقانهای به قابلمهی کوچک خالی روی پتویم میاندازم و فکر میکنم

چه لحظات کوتاه و لذت بخشی را با قابلمهی سوپ ماست

وکتاب “زندگی بهتر” روی تختخواب و در سکوت کامل گذراندم!

گاهی باید ذهن را خالی کرد و فقط

از “آن” کمال استفاده را برد که چه اندازه سخت است...

زبانم را روی لبهایم میکشم تا باقی مانده طعم سوپ را ببلعم.

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 9:11

بنزین که قیمتش را کردند سه برابر، یکی دو روز بعد از آن اینترنت را هم قطع کردند، یعنی چیزهایی که فکر میکردند برایشان خطرناک است و پایههای حکومتشان را سست میکند، از دسترس مردم خارج ساختند،

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 9:11

هنوز دردها یادم نرفته است.

هنوز روضهی حضرت زهرا که میشنوم،

یادم میآید به تلخی، که برایم روضه خواندی و

چند روز بعد سیلی تو بر صورتم...

هنوز یادم نرفته است قدرت دستهایت را روزها پس از دیگری.

#نه_به_خشونت_علیه_زنان

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 9:11

خودمان را نجات دهیم فارغ از حمام که میشوم، پوستم را آغشته به آبرسان جدیدی که گرفتهام کرده، بدنم معطر به بادی اسپلش شده، لباس پوشیده و موهایم راخشک میکنم. راضی از رسیدگی به فاطمه بدون اینکه منتظر کسی باشد. میگویم

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 9:11

وقتی گفت، “تو را زنی دیدم که هنرمندیست بسیار سختی کشیده و دلش میخواهد آینده را خودش بسازد اما خسته است”، فهمیدم تمام تلاش من برای حفظ چهرهای سرخوش و قوی، بیهوده بوده است چرا که یک غریبه در

برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 9:11

صفحه بندی